هنگامی که صحبت از بازیهای ترسناک میشود محال است که برای عاشقان این ژانر نام Amnesia ناآشنا باشد.
این عنوان که توسط استودیو Frictional Games ساخته شده، اولین نسخه آن یعنی Amnesia: The Dark Descent در سال 2010 عرضه شد و نظرات مثبت زیادی را برای خود کسب کرد. اکنون بعد از گذشت مدت زمان زیادی از عرضه آن همچنان این بازی به عنوان یکی از ترسناک ترین بازیهای ممکن در این ژانر تلقی میشود و ما در این مقاله سعی داریم به بررسی جوان ترین عضو این مجموعه یعنی Amnesia: The Bunker بپردازیم و بدانیم که آیا این بازی ارزش تجربه را دارد و میتواند همانند برادر بزرگتر خود طرفداران این ژانر را به خود جذب کند یا خیر.
بازی Amnesia: The Bunker روایتگر داستان هنری کلمنت (Henri Clément) یک سرباز فرانسوی در دوران جنگ جهانی اول است که بعد از آنکه دوستش آگوستین لمبرت (Augustin Lambert) مدت زمان نسبتا زیادی را از شیفت دیده بانیاش برنگشته است مجبور میشود برای پیدا کردن او از بانکر (Bunker) بیرون بزند و بعد از مدتی او را پیدا میکند.
مدتی بعد در راه برگشت در حالی که هنری، لمبرت را کول کرده است توسط سربازان آلمانی شناسایی و به سوی آنها شلیک میشود و بعد از آن با انفجاری که در نزدیکی آنها رخ میدهد هر دو بر زمین میافتند و همین موضوع باعث بیهوشی و فراموشی هنری میشود.

بعد از این حادثه هنری خودش را بر روی یک تخت در بخش مراقبتهای بانکر بدون آنکه شخص دیگری در آنجا باشد مییابد و مکافات از همینجا آغاز میشود.

در همان ابتدا تاریکی که یکی از عناصر مهم در این ژانر محسوب میشود همراه با سکوت گیج کنندهای خودش را به بازیکن معرفی میکند.
به طور کلی شما در این بازی فقط دو راه برای مقابله با تاریکی دارید. راه اول که نتیجه سریعتر اما پر دردسرتری را دارد روشن کردن Flash light متعلق به خود هنریک است که صدای بسیار زیادی را تولید میکند و این اصلا حرکت خوشایندی آن هم وقتی که یک هیولای تشنه به خون و حساس به صدا در بانکر وجود دارد نیست.
هربار که قدمی را بر میدارم قسم میخورم که صدایم را میشنود.

راه دوم که معقول تر است، روشن نگهداشتن ژنراتور بانکر هست که با سوخت کار میکند و شما برای تامین سوخت آن مجبور هستید گوشه کنار این جهنم تاریک را برای سوخت آن بگردید.

در ابتدا بازی هنگامی که شما متوجه اوضاع نابسامان موجود در بانکر میشوید با کمی گشتن به این نتیجه میرسید تنها راه فرار از این جهنم بیرون آمدن از خروجی موجود در بانکر است که آن هم بنا به علتی مسدود شده است و کل داستان در این خلاصه میشود که شما با پیدا کردند دینامیت و منفجر کردن آن از شر شیطان موجود در بانکر خلاص شوید.
بازی همانند برادر بزرگتر خود به جای آنکه تمرکز اصلی خودش را بر روی ترسهای کلیشهای نظیر جامپ اسکرها(ترس لحظهای) بگذارد از بازیکن با ترس تدریجی و اضطراب ماندگار استقبال میکند به این گونه که به لطف نور پردازی، صدا گذاری، چالشهای متعدد و محیطهای عالی حس و حال ترس در هرکجا از بازی حس میشود و بازیکن هر لحظه باید مراقب باشد تا شکار هیولا نشود.
یکی از موارد قابل تحسینی که بازی از آن برخوردار است و در همان ابتدا Frictional Games درست با به صدا در آوردن زنگ شروع بازی به آن اشاره میکند(به آن میبالد) آزادی عمل بازیکن در لحظه برخورد و مواجه با چالشهای پیش رو هست.
اینکه شما در هنگام دیدن هیولا از کلیشهای ترین راهکار این سبک از بازیها یعنی فرار کردن و قایم شدن استفاده میکنید یا با استفاده از سلاحهایی که در اختیار دارید با اون مقابله میکنید کاملا به خودتان بستگی دارد. بازی به حد قابل توجهی به بازیکن آزادی عمل میدهد تا هرگونه که خودش تمایل دارد با چالش پیش آمده بر خورد کند و این فقط شامل هیولای داخل بازی نمیشود.
همچین بازی از سیستمی برخوردار هست که در هر شروع جای آیتمها، شماره رمزها، محل پیدا کردنشان و تلههای بازی عوض میشود و همین به بازی ارزش تجربه دوباره را میدهد و همچنان شما را با چالشهای خود سرگرم میکند.

داستان بازی با تکیه بر مطالعه نوشتههای موجود در بانکر پیش میرود و برخلاف برادران قبلی خود دارای دیالوگ یا حتی مونولوگ زیادی نیست.
شما باید با کاوش هر منطقه از بانکر و یافتن عکسها و نوشتههای موجود به اتفاقات و گذشته بازی پی ببرید.
من به درون این سوراخ خزیدهام. فقط صبر میکنم
فقط نفسم را حبس میکنم
شاید برود
اگر به اندازه کافی ساکت باشم
خدایا، بگذار به اندازه کافی ساکت باشم.
شما پس از گشت و گذار در هر مکان از بازی در آخر مجبور میشوید برای پر کردن مخزن ژنراتور به اتاق Administration بر گردید این اتاق دقیقا جایی هست که ژنراتور پایین آن قرار دارد و محل سیو بازی و انبار کردن برخی از وسایلهایی هست که در ادامه کاوش کردن به آنها نیاز ندارید.
بازی دارای بخش اینونتوری هست که فضای خیلی کمی را به بازیکن ارائه میدهد و شما مجبور به مدیریت درست این بخش هستید به گونهای که در جستوجوهای پیشرو و مقابله با چالشها بتوانید به خوبی از آن استفاده کنید.

یکی از نقدهای منفیای که در زمان عرضه بر این بازی وارد کردند مدت زمان کم بازی هست به گونهای که میانگین براساس درجه سختی یا آشنایی با این سبک از بازیها بازیکن میتواند مدت زمان تجربه بازی را حتی به کمتر از 4 ساعت برساند.
البته چیزی که باید به آن توجه کرد این هست که زمانی باید به مدت زمان یک اثر نقد منفی داد که آن مقدار زمان نتواند به خوبی کل محتوای آن اثر را یدک بکشد نه صرف کم بودن یا زیاد بودن بازی بخواهیم این را به عنوان یک مورد منفی حساب کنیم و از نظر بنده مدت زمان بازی هرچند کم است اما برای کشش محتوای داستان و گیم پلی تا حدودی کافی هست.
همچنین برخلاف باور خیلی از کسانی که بازی را نقد کردند بازی آنچنان از گرافیک پایین و غیر قابل قبولی برخوردار نیست و گرافیک به گونهای هست که از لذت گیم پلی و محتوای بازی نکاهد.
از جمله ایراداتی که خودم میتوانم از این اثر بگیرم یکی آن هست که با مرور زمان به علت کم بودن تنوع دشمن و یکنواختی از ترس بازی کاسته میشود و بازی در ابتدا شاید بتواند برای بازیکن ترسناک باشد اما در ادامه برای خیلیها این چنین نخواهد بود.
.یا اینکه بازی برای روایت داستان به صرف نوشته بسنده کرده و خبری از دیالوگ یا حتی مونولوگ زیادی نیست
در پایان باید گفت اگر شما به عنوان کسی هستید که دوست دارید این بازی دقیقا مشابه برادر بزرگتر خود یعنی Amnesia: The Dark Descent ظاهر شود سخت ناامید میشوید و بهتر است این بازی را به شکل متفاوت و تازهای در نظر بگیرید چرا که این بازی درست است که از فرمول اصلی همان نسخه الگو برداری میکند اما دست خوش تغیراتی شده هست که از این لحاظ شما را هم دلسرد نمیکند.
اما اگر شما صرفا دنبال تجربهای ترکیبی از ترس و چالش هستید به نحوی که دوست دارید حق انتخاب زیادی برای مواجه با خیلی از اتفاقات داشته باشید این بازی به شما پیشنهاد میشود.
از نظر وبسایت مجله فراگمان این اثر برای طرفداران این سبک از بازی ارزش تجربه نسبتا بالایی را دارد.
نکات مثبت:
ارائه گیمپلی متفاوت با نسخههای قبلی
داستانی نسبتا خوب
دادن آزادی عمل زیاد به بازیکن
محیط پردازی قابل قبول
القا کردن فضای مخوف
نکات منفی:
مدت زمان کوتاهش ممکن است برای شما کافی نباشد
پایان بندی میتوانست بهتر باشد
وجود یکسری باگهای آزار دهنده
کمرنگ شدن حس ترس مخصوصا با پیشروی در داستان
نظرات (0)
اولین نظر را برای این مقاله شما ثبت کنید.
برای ارسال نظر، لطفاً وارد شوید یا از دکمه شناور استفاده کنید.